الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
113
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
ملموس و موزون و منظور اليه و ما لا ذوق له و هو الروح و منها منظور اليه و ليس له وزن و لا لمس و لا حس و لا لون و لا ذوق و التقدير و لا عراض و الصور و العرض و الطول و منها العمل و الحركات التى تصنع الاشياء و تعملها و تغيرها من حال الى حال و تزيدها و تنقصها فاما الاعمال و الحركات فإنها تنطلق لانه لا وقت لها اكثر من قدر ما تحتاج اليه فاذا فرغ من الشيء انطلق بالحركة و بقى الاثر و يجرى مجرى الكلام الذى يذهب و يبقى اثره ) * « مترجم گويد » شايد غرض از اين تقسيم چنين باشد كه از بحار منقولست كه قسم اول آنست كه بماليدن دست و وزن نمودن و نظر كردن به چشم معلوم شود چون اغلب اشياء ، و قسم دويم آنست كه به اين اوصاف معلوم نشود و به اين گونه صفات درك نشود مثل روح . و قسم سيم آنست كه به نظر نمودن بآثار آن معلوم شود و ليكن به وزن و بماليدن دست و بديدن چشم و برنگ و بچشيدن معلوم نشود چون هوا و آسمان و يا ملائكه و جن و اشباه آن و قسم چهارم مقدار است و در اين قسم داخل شود صور كه اشكال باشد و طول و عرض و قسم پنجم اعراض قارهء مدركه بحواس است چون رنگ و روشنائى و قسم ششم اعراض غير قاره است چون اعمال و حركات كه از موجودات صادر شود و آن را عمل آورند و تغيير دهند آنها را از حالتى به حالت ديگر و زياد و كم نكنند آنها را چه اعمال و حركات بگذرد زيرا كه وقتى زياده از قدر احتياج از براى آن نباشد و بعد از فراغ از عملى آن عمل زايل شود و حركتى در آن نباشد و ليكن اثر آن باقى باشد و اين نظير سخن گفتن است كه زايل خواهد شد و اثر آن باقى است عمران عرض كرد اى سيد من آيا خبر نميدهى مرا از خالق كه اگر يگانه باشد و چيزى غير از او نباشد و چيزى با او نباشد پس چرا تغيير كند بآفريدن خلق حضرت فرمود كه خداوند قديم است و بآفريدن خلق تغيير نكند و ليكن بسبب تغير دادن او خلق تغيير كنند عمران عرض كرد پس بچه چيز ما او را بشناسيم حضرت فرمود به غير او يعنى بمصنوعات او عرض كرد چيست غير او فرمود اسم او و صفت او و مشيت او و اشباه اينها و تمام اينها حادث باشند و مخلوق باشند و از تدبير او بوجود آمده باشند عمران عرض كرد اى سيد من پس چيست خدا فرمود نور است به اين معنى كه راه نماينده است مخلوق را از اهل آسمان و زمين و از براى تو زياده از اين نيست بر من كه او را يگانه ثابت كنم عمران عرض كرد اى سيد من آيا چنين نيست كه خدا ساكت بود پيش از آفريدن خلق و تنطق نميكرد و پس از آفريدن خلق سخن گفت حضرت فرمود سكوت معنى ندارد مگر بعد از تنطق و مثل اين مطلب آنست كه نميگويند چراغ ساكت است و سخنگو نيست و در صورتى كه مقصود صدور فعلى باشد از چراغ نسبت بما